کد خبر: 2106

تاریخ انتشار: شهریور ۲۷, ۱۳۹۴

فرهنگ نان ندارد

معلم تعجب‌‌كنان دوباره پرسيد واعظ يعني چه؟ و من دستپاچه شده بودم (اين دبير نبود كه نمي‌دانست، خيلي‌هاي ديگر هم نمي‌دانستند) گفتم: مدرس علوم ديني، سخنران ديني و فرهنگي و… گفت: اينكه شغل نيست؟ شوخي مي‌كني؟ قصه را به پدر گفتم و او نگاهي كرد و گفت: اگر دوباره سؤال كرد، به او بگو پدرم […]

معلم تعجب‌‌كنان دوباره پرسيد واعظ يعني چه؟ و من دستپاچه شده بودم (اين دبير نبود كه نمي‌دانست، خيلي‌هاي ديگر هم نمي‌دانستند) گفتم: مدرس علوم ديني، سخنران ديني و فرهنگي و… گفت: اينكه شغل نيست؟ شوخي مي‌كني؟
قصه را به پدر گفتم و او نگاهي كرد و گفت: اگر دوباره سؤال كرد، به او بگو پدرم كشاورز است و من گفتم آخه آقاجون شما كه كشاورز نيستيد و گفت هستم. يكي گوجه مي‌كارد و تابستان درو مي‌كند، يكی گردو مي‌كارد، سي تابستان ديگر برداشت مي‌كند. يكي كلمه و آگاهي مي‌كارد و مي‌پراكند، سال ديگر يا بيست سال ديگر برداشت مي‌كند! من آن روز اين پاسخ را نه توانستم قبول كنم و نه دبير سوم راهنمايي ديگر از دانش‌آموزان سؤال كرد اما بعدها دريافتم فعل فرهنگ در زبان لاتين LA COLTURA است. همان كالچر انگليسي و فعل كاشتن COLTIVRE و مشترك اين فعل اسم COLETTIVO است، به معناي مجتمع كشاورزي و يا مجموعه فرهنگي! فعال فرهنگي برابر كشاورز! فعل COLTIVARE به مفهوم شخم زدن هم هست (و در همين باره باز مثلي است كه مردم فرهنگي فرنگ به كرات بين خود و به وقت بحث علمي و فرهنگي رد و بدل مي‌كنند «بابا مخم را شخم زدي، فهميدم»). («امروز بايد فكرمان را شخم بزنيم!») اكنون و پس از سال‌ها از ارتحال پدرم كه مدرس حوزه علميه گلشن نيشابور بود، مي‌فهمم كه آن دانش‌مرد چه گفت. متأسفانه الان هم تا حدود زياد و نه به غلفت ايام ماضي، در بر همان پاشنه است. فعالان فرهنگي چه ارج و قربي دارند؟ چرا فعالان فرهنگي براي ديدن شدن سعي مي‌كنند خود را فعال سياسي بنمايانند؟
يكي گفت مي‌نويسي؟ گفتم گاهي به گاهي، هرگاه كه گاه من باشد اما بيشتر در حوزه فرهنگ. گفت: شوخي مي‌كني، فرهنگ كه نان ندارد!
بعد از تحرير
* يك خاطره از خطيب استان خراسان حجت‌الاسلام و المسلمين سيدعبدالكريم هاشمي‌نژاد (ره) ۱۳۵۹
صبح زود شهيد از راه رسيد، خسته و كوفته، پدر گفت: از كجا مي‌آييد آن هم با اين وسيله داغون – پيكان –
شهيد: از تربت حيدريه؟
آنجا چه خبر؟
براي سخنراني مهم از تهران دعوت شدم. گفتند خيلي لازم است، خيلي مهم است. با ماشين پريروز از تهران راه افتاديم و…
در آنجا يك فردي در مسجد برخاست. قبل از سخنراني و مرا معرفي كرد برادر هاشمي‌نژاد براي شما صحبت مي‌كنند، صلوات بفرستيد! سخنراني تمام شد، مجلس خوب و مؤثري بود ولي حاج‌آقا باور كنيد هيچ وقت در عمرم چنين خسته نشده بودم. روحش با اجداد مطهرش قرين باد.

 

Likesفرهنگ نان ندارد فرهنگ نان ندارد up(0)Dislikesفرهنگ نان ندارد فرهنگ نان ندارد down(0)
ارسال دیدگاه

لطفا فیلد زیر را تکمیل کنید. * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.