کد خبر: 2831

تاریخ انتشار: مهر ۱, ۱۳۹۴

تاریخ طبری ابوالتواریخ است

از سالها پیش کتابی با عنوان الاکتفاء بما تضمّنه من مغازی رسول الله و الثلاثة الخلفاء می شناختم، اثری که نویسنده آن ابوالربیع سلیمان بن موسی کلاعی اندلسی (۵۶۵ ـ ۶۳۴) و در سیره نبوی و تاریخ فتوحات تا پایان دوره عثمان است. کتاب یاد شده یک بار در سال ۱۹۷۰ در قاهره (مکتبة الخانجی) […]

از سالها پیش کتابی با عنوان الاکتفاء بما تضمّنه من مغازی رسول الله و الثلاثة الخلفاء می شناختم، اثری که نویسنده آن ابوالربیع سلیمان بن موسی کلاعی اندلسی (۵۶۵ ـ ۶۳۴) و در سیره نبوی و تاریخ فتوحات تا پایان دوره عثمان است. کتاب یاد شده یک بار در سال ۱۹۷۰ در قاهره (مکتبة الخانجی) چاپ شد و بار دیگر در چهار مجلد توسط عالم الکتب در سال ۱۹۹۷ انتشار یافت. طبیعی است که این قبیل آثار با توجه به زمان تألیف، نمی توانند منبع درجه اولی به حساب آیند مگر آن که از مآخذ بدست نیامده ای استفاده کرده باشند.
بعد از آن کتاب دیگری با عنوان «الاکتفاء فی اخبار الخلفاء» دیدم که نویسنده آن عبدالملک بن کربدوس توزری است. این کتاب توسط صالح غامدی تصحیح و توسط انتشارات دانشگاه مدینه در سال ۱۴۲۹ منتشر شده است. مصحح مقدمه ای مفصل نوشته و در باره نسخه های متعدد آن و نیز محتوا و روش مؤلف توضیحاتی داده است.
کتاب یاد شده از آثاری است که از آنها می توان به عنوان گرایش تاریخ نگارانه تاریخ خلفاء یاد کرد و شرحی در باره سیر این قبیل آثار در منابع تاریخ اسلام نوشته ام. این اثر تا زمان مقتفی عباسی یعنی تا سال ۵۶۰ ادامه یافته و البته گفته شده است که پسرش جانشین او شد اما پس از آن کار کتاب خاتمه یافته است با این عبارت که : کمل کتاب الاکتفاء فی اخبار الخلفاء. بنابرین حدس این است که نویسنده هم در همین قرن ششم زندگی می کرده است.
اخیرا در میان نسخه های خطی مجلس به تصویر نسخه نفیسی برخورد کردم با عنوان «الاکتفاء بضبط دول الخلفاء» این نامه روی صفحه ای آمده که پیش از کتاب نوشته شده و نام مالک نسخه (صدقه …. ) آمده است که عینا تصویر آن را می گذارم. البته این احتمال که این اسم نام نویسنده باشد را هم نباید از نظر دور داشت و باید منتظر یک تحقیق جامع در باره این نسخه بود.
اما صفحه آغاز کتاب از یک جهت برای بنده جذاب بود و آن این که نویسنده در همان مقدمه کتاب، تصریح می کند که در تاریخ خود از تاریخ طبری استفاده کرده است. طبعا مقصود وی تا دوره و زمانی است که طبری تاریخ آن را نوشته و این تا اواخر قرن سوم است. در اینجا تعبیری که در باره تاریخ طبری بکار برده جالب است. او می گوید که کتاب طبری را باید «ابوالتواریخ» به شمار آورد. در واقع، و به تعبیر امروزی ها، نویسنده طبری را پدر تاریخ و کتاب تاریخ او را ابوالتواریخ می خواند.
وی در این مقدمه می گوید که این اثر مشتمل بر اوراقی است که او اخبار خلفا را در آن جمع کرده و نامش را «سفر الاکتفاء فی ضبط دول الخلفاء» نهاده است. سپس در باره مآخذ خود می گوید:
و اعتمادی فی ذلک علی تاریخ الامام الحجة المفسر الثقة ابی عبدالله محمد بن جریر الطبری، فانه ابوالتواریخ.
البته با مراجعه به داخل کتاب، روشن می شود که او از منابع دیگری هم استفاده کرده که از آن جمله کتاب تجارب الامم است: جایی می نویسد: قال صاحب کتاب تراجم الامم و العهدة علیه فیما نقله…. و ذکر بن مسکویه …. هرچند غالبا مطالب را مختصر و بدون ذکر منبع آورده است.
کتاب نه فقط اخبار خلفا بلکه یک دوره خلاصه از تاریخ عمومی اسلام است. تا اینجا هیچ خبری از این که این اثر منتشر شده یا نه و نسخه دیگری دارد یا خیر، ندارم و البته جستجو هم نکردم.
این نسخه تا زمان درگذشت قائم عباسی که سال ۴۶۷ است ادامه یافته و البته بدون انجامه خاتمه یافته است.
با توجه به خط کتاب به نظر می آید نسخه کهن و بسا از قرن هشتم یا نهم هجری باشد. عزیزانی که در حوزه تاریخ اسلام کار می کنند ممکن است با مراجعه و تحقیق در باره این کتاب، بتوانند آگاهی های بهتری بدست آورند و بسا نشان دهند که ماهیت این اثر چگونه است و نسخه دیگری دارد یا خیر.
این نسخه به شماره ۱۳۶۵۲ در کتابخانه مجلس ثبت شده است.

 

رسول جعفریان تاریخ طبری ابوالتواریخ است تاریخ طبری ابوالتواریخ است 15 9 22 2012341

 

 

رسول جعفریان تاریخ طبری ابوالتواریخ است تاریخ طبری ابوالتواریخ است 15 9 22 201382

 

 

 

Likesتاریخ طبری ابوالتواریخ است تاریخ طبری ابوالتواریخ است up(0)Dislikesتاریخ طبری ابوالتواریخ است تاریخ طبری ابوالتواریخ است down(0)
ارسال دیدگاه

لطفا فیلد زیر را تکمیل کنید. * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.